ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

912

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

بنا بمرقومات « قصص العلماء : 142 » مردى از اهل علم و اصلا از مردم شفت از محال رشت بوده و براى طلب علم باصفهان آمده و آنجا در نزد دو نفر عالم ميرزا حبيب اللّه و ميرزا هدايت اللّه درس خوانده و پس از زمانى آنها بأمر سلطان براى ترويج شرع و اجراى قضاء بين مسلمين از اصفهان بقريه جاپلق ( جاپلاق ) بروجرد آمده و در آنجا متوطن شدند ، ملا محمد حسن نيز با آنها بدان قريه آمد ، و دختر ميرزا هداية اللّه مذكور را ترويج و در قريه دره‌باغ جاپلق سكونت كرد . و اين ملا محمد حسن كتابى بنام « كأس السائلين » بر وزان كشكول شيخ بهائى تأليف كرده و مشهور بزهد و عبادت بوده . و مرحوم ميرزا در آنجا از دختر ميرزا هدايت اللّه مذكور متولد شد ، و تاريخ تولد وى را در « روضات : 519 » در سنه هزار و صد و پنجاه و دو نوشته ، و آن مطابق سال ( 1117 يا 1118 ) شمسى بوده ، و در « مرآة البلدان ، ج 4 » در سنه 1150 نوشته ، و بنا بمرقومات « قصص » نخست در نزد والد ماجدش بعلوم ادبيه اشتغال داشته ، ازآن‌پس بخوانسار رفته و در خدمت آقا سيد حسين خوانسارى ( كه در 1210 گذشت ) در اصول و فقه درس خواند و خواهر مجلله آن سيد معظم را ترويج نمود . آنگاه بعتبات عاليات رفت و چندى در نزد آقاى بهبهانى درس خواند تا از او مانند استادش آقا سيد حسين اجازه گرفته و به وطن خود برگشت . در « قصص : 143 » نوشته كه وى در آن ايام به حال فقر و فاقه بود و آقا محمد باقر صلات نيابت بنفسه مىنمود و وجه آن را بميرزا مىداد كه صرف معاش خود نموده و بفراغت بال اشتغال به تحصيل نمايد . و معروف است كه وى هروقت بعد از وفات آقا بكربلا مىرفته نخست آستانه درب خانه آقا را مىبوسيد و سپس به زيارت حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) مىرفت ، انتهى . در « روضات : 518 » نوشته كه وى چنان همتى بلند در زمان تحصيل داشت كه هرگاه شبها در اوقات مطالعه خواب بر او غلبه مىكرد چراغ را در زير طاسى مىگذاشت و سر بر او مىنهاد باندازه‌اى كه طاس گرم شده و او از احساس حرارت آن بيدار مىشد ، انتهى . و باز در « قصص » نوشته كه : وى بعد از مراجعت از تحصيل به وطن پدرش كه دره‌باغ بود رفت و چون آن قريه كوچك و ابواب معاش بر وى تنگ بود بقريه قلعه بابو از قراى جاپلاق رفت و بانى حركتش بدان مكان حاجى محمد سلطان كه يكى از اعيان و أركان چاپلاق بود ،